close
دانلود آهنگ جدید
سه داستان جدید جالب و آموزنده
قالب وبلاگ
آخرین ارسالی های انجمن
x
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 40 mosaojakeh
0 47 mosaojakeh
0 40 nik952148
0 49 mahsa-nita
0 45 mahsa-nita
0 70 nik952148
0 66 nik952148
0 64 nikoo2020
0 71 nikoo2020
0 60 nikoo2020
رفرش اتوماتیک غیر فعال(برای فعال کردن کلیک کنید)

امکان اضافه کردن توضیحات به تبادل آی دی اضافه شد. برای دیدن نمونه کلیک کنید

|arabpoor_ali|jokkade_ir|karimi_m1377|iilO_olli|reza98zoom|highboy_ir|milad_turk_boy73|leon_scootkeenedey|soheilnew20|mr_mahdi14|digitallyha|brooztarin|ali_khoshnoodi15|loveInRain.saeed|moeinireza50|mehdi.kh339|onlineadd14|sir.behzad|amirrezaabdi15|saman138282|tired.lover098|miladbagheri667|funbrooz|sinasokot|sk5j|your id|your id|your id|your id|your id
406 بار بازدید
امیر
سه شنبه 24 بهمن 1391 ، 15:49

سه داستان جدید جالب و آموزنده

اس ام اس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,SMS داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود اس ام اس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,اس ام اس جديد داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,تازه ترين اس ام اس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,اس ام اس مناسبت داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,اس ام اس جديد داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,سئس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود  داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود اس ام اس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود کتاب  داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود کتاب موبايل داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود کتاب هاي  داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,دانلود برنامه اس ام اس داستان فلسفي جديد اسفند ماه 91,

 

برای خواندن داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد و آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه ای قرار داده تکان نخورده است ؟
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار کاری کنند که شاهین پرواز کند اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هرکس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه گر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید : تو شاهین را به پرواز درآوردی ؟ چگونه این کار را کردی ؟ شاید جادوگر هستی ؟
کشاورز گفت :
سرورم ، کار ساده ای بود ، من فقط شاخه ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم و شاهین از روی غریزه شروع به پرواز کرد.
“گاهی از دست دادن تکیه گاهها باعث ایجاد تکاپو و حرکت میشود”

.
.
پس از ۲۱ سال زندگی مشترک ، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد. آن زن مادرم بود که ۱۹ سال پیش از این بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم ولی مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده ؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد می دانست. به او گفتم : بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم ؛ او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد .
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش می رفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود ، کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود ، مو هایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون می روم و آن ها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمی توانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گویی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یادآوری خاطرات گذشته به من می نگرد و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران می رفتیم او بود که منوی رستوران را می خواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم. هیچ چیز غیرعادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبت ها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدر حرف زدیم که سینما را از دست دادیم. وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت ؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیش تر از آنچه که می توانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریع تر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم. کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم به دستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود :
نمی دانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت ؛ و تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است !!! دوستت دارم پسرم …
“گاهی ارزش کارهایی که برای دیگران انجام میدهیم فراتر از چیزی است که فکر میکنیم”

 

 

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد …..
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم …..
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ….. همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کردگفت: چی مِیخای نِنه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه …..
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِیشِه نِنه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!
قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیر زن …..
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت:سَگ؟
جوون گفت اّره ….. سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ….. سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: مُیخُوره دیگه نِنه ….. شیکم گشنه سَنگم مُیخُوره …..
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ….. اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بذارم!
جوونه رنگش عوض شد ….. یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن…..
پیرزن بهش گفت: تُو مَگه اینارو بره سَگِت نگرفته بُودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه …..
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.

 

1-برای باز کردن فایل هایی که دانلود میکنید از دو نرم افزار winrar و اگر باز نشد notepad استفاده کنید.

2-شما نظر دهید ما هم مشکلات شما را که در نظرات مطرح کرده اید برطرف میکنیم. لطفا اگر مشکلی دارید یا نظری درمورد مطلب دارید در نظرات مطرح کنید تا موجب اشتیاق نویسندگان شود.

3-لطفا کپی رایت قالب و ابزار را رعایت کنید تا انگیزه فعالیت ما بیشتر شود.

4-برای دریافت فیلم آموزشی غیر فعال کردن دانلود منیجر کلیک کنید



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
پنل کاربری
x
عضو شويد
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
یا وارد حساب کاربری خود شوید :
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز خود را فراموش کردید؟
test
x
آمار
x
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 2721
کل نظرات کل نظرات : 473
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 495
بازدید دیروز بازدید دیروز : 733
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1
بازدید هفته بازدید هفته : 1,228
بازدید ماه بازدید ماه : 25,909
بازدید سال بازدید سال : 105,377
بازدید کلی بازدید کلی : 11,075,884

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 3.233.239.102
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
اطلاعات شما کاربران آنلاین
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2753
تعداد اعضا آنلاین تعداد اعضا آنلاین : 0 نفر

آرشیو مطالب
x
شمارشگر سایت, کد طالع بینی وبلاگ , آمارگیر سایت ساخت پاپ اپ, کد پاپ اپ, ساخت کد پاپ اپ, کد پاپ آپ,کد ابزار مبدل تاریخ,ذکر روز های هفته,کد آیفریم, دانلود نرم افزار ارسال بازدید, بنر لایه باز بک لینک رایگان,فال حافظ,فال,رنک گوگل,رتبه سنج گوگل,کد ابزار قرآن آنلاین,تبدیل تاریخ,مبدل تاریخ بازی آنلاین,بازی انلاین,بازی,بازی دخترانه,پیج رنک تبادل لینک,کد موس,کد گوگل پلاس ,فرم تماس با ما ,کد ابزار تماس با ما ,کد ابزار ذکر ایام هفته کد صفحه بندی وبلاگ,فتوشاپ آنلاین,کد فتوشاپ آنلاین برای وبلاگ,قران آنلاین,قران انلاین